خلاصله کلام این است که امروز سر نوشت مردم بلوچ به عنوان یک ملت و
تأمين حقوق ملی و انسانی اش از ھمان مسیر طی می شود که سرنوشت تمامی مردمان ایران
برای آزادی٬ دمکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون کانالیزه می شود. سر نوشت ملت بلوچ
با سر نوشت تمامی کسانی که برای آزادی٬ دمکراسی٬ حاکمیت قانون و از میان برداشتن
نابرابریھا٬ تحقیرھا و تبعیض مبارزه می کنند٬ گره ای باز نشدنی خورده است. سر نوشت
مردم بلوچ با سرنوشت زحمتکشان٬ رنجبران و کارگران و تمامی انسانھای والایی که بر
علیه تجاوز رژیم به حقوق انسانی و شھروندی و اعتقاد و ایمان به برابری و دمکراسی
برخاسته اند٬ رقم خورده است.
حلقہ تحریمھا بہ رھبری امریکا بر علیه مردم ایران روز
به روز گسترده تر و تنگتر میشود.از این سو رجز خوانی ھای رهبران مذهبی و سیاسی
رژیم برعلیه غرب و امریکا هم بیشتر و هم بلندتر می شود. شیخ نصرالله
شعار گویان و با " ریختن کاسه ای آب بر سر اسرائیل"٬ کارش را
یکسره می کند و آن را به دریا می شورد! و انتظار مستمری بیشتری از بیت المال
مردمان ایران دارد. کشورھای عربی و بخصوص حوزه خلیج فارس با احتیاط به چیزی غیر از
"قطع کردن سر مار" تن نمی دھند! رژیمھای به اصطلاح " سوسیالیستی
سابق" روسیه و چین به رخ کشیدن قدرت و حق وتو٬ خود را شریک و وارث ثروت
ایرانیان می دانند و از دست و دل بازی ولایت فقیه و سران و گردانندگان رژیم لذت می
برند و نیز ھمچنین باج سبیل و امتیازی سیاسی از غرب می گیرند. ھند و پاکستان
در حال چانه زدن و طلب سھم بیشتر از ثروت مردمان ایران ھستند. کشورھای
امریکای لاتین و خلاصه ھر کشوری که رابطه و سلام و علیکی با سران حکومت دارد از
بخشندگی آنھا از بیت المال مملکت بی نصیب نمی ماند.
در بازار آشفته
جهان بی عدالت و قدرت طلبی٬ هر گروه طبل و ساز جنگ و سرود حماقت خود را می نوازد و
در بحر و بر پاک عالم جبھه آرایی می کند تا آینده دیگری را سیاه تر جلوه دھد. پشت
پرده گفت و گوھایی با نظام جھان کفر! در جریان است تا طرفین از ھم امتیازی بدست
آورند. اسرائیل و لوبی پر قدرت جنگ طلب صھیونیسم٬ از ھم اکنون سران کشورھای
قدرتمند زیر نفوذ را٬ برای یک جنگ تمام عیار با ایران سیخک و تحریک می کند و
زیر فشار گذاشته است و جای نادانیھای سیاسی سران رژیم را در اذھان عمومی
جھان با منطق جنگ پر کرده است! مطبوعات قدرتمند جھان جنگ طلب تبلیغات گسترده ای را
برای پذیرفتن جنگ و آماده کردن اذھان عمومی از ھم اکنون تدارک دیده اند تا ثابت
کنند که جنگ در خاورمیانه مسلمان و نفت خیز!٬ در ھر زمانی تا اتمام نفت٬ بھتر
از صلح و آرامش است! تیتر روزنامه ھای نام و نشان دار و بی نشان ھر دو طرف
مخاصم٬ تبلیغ جنگ و برتری قدرت است که با رزم آرایی و شمشير از رو بسته شان
ھم دیگر را تھدید می کنند!
سیاستھای نادرست خارجی رژیم ج.ا٬ بھانه لازم را به امریکا و متحدانش داده
تا از ایران ھیولایی در جھان و بخصوص در خاورمیانه بسازند. خواب آرام دیکتاتورھای منطقه
پریشان شده است. کشورھای منطقه و بخصوص حوزه خلیج فارس میدان و انبار در حال
افزایش تسلیحات نظامی شده و از ھم اکنون بخشی از بحران بیکاری غرب با گرفتن
کارخانه ھای اسلحه سازی و ھواپیماھای جنگی پیش فروش٬ موقتاً در حال حل شدن است.
اوضاع رژیم سوریه٬ یگانه یار٬ ھم پیمان و ھم ایدولوژی رژیم ج.ا چندان بر وفق
مراد و به سود ج.ا نیست و خود آنچنان در منجلاب خویش در حال غرق شدن است و مقاومت
مردم سوریه٬ نیرنگھای خاندان اسد را بعد از چھل و اندی سال بی اثر کرده است. مردم
سوریه با رشادت و شھامتی باور نکردنی بر علیه خاندان اسد ھر روزه و روز جمعه
حضورشان را فشرده تر و منظم تر می کنند. در روزنامه ھای ج.ا انگار ھیچ اتفاق و
تحولی در سوریه در کار نیست!
جامعه آسیب پذیر ایران و بخصوص قشر متوسط و پایینی ازآغاز تحریمها تا
کنون که مدت مدیدی هم نیست٬ بشدت آسیب دیده است. سوداگران و مال اندیشان خصوصی و
دولتی در ھمین فرصت کوتاه و از آغاز تحریمھا٬ بیلیونھا از جیب مردم ایران ربوده اند.
بالا بردن قیمتھا و انبار کردن اجناس مورد نیاز روزانه مردم٬ کاری نیست که بخش
کلان خصوصی و خرده بورژوازی در ایران بدون تشویق و رشوه خواری و سھم دھی به
دستگاه فاسد حاکم٬ بتنھایی از عھده آن بر آیند. فرماندهان گوش به فرمان رژیم
بجای استفاده از منطق و بتصویر کشیدن ویرانگریھای جنگ و تغییر مسیر و ھم پیمان
کردن جامعه بر علیه جنگ٬ شیپور را از سر گشادش آنچنان می نوازند که خاکستر روی آتش
جنگ را پُف کنند. آقای فقیه و دولتش آنچنان باد در گلو انداخته اند و از قدرت و
توان جنگی صحبت می کنند که با ورد و تعویذ از عھده جنگی مدرن و ویرانگر با مھمات و
تکنیکھای جدید برمی آیند! و مردم ایران را از گزند آن محفوظ نگه می دارند و یا تا
کنون به دور از چشم ایرانیان و مردم جھان خود صاحب بمب اتم شده اند! یا از
پاکستان و کره شمالی تا کنون چندتایی دریافت کرده اند و می روند تا کار آمریکا و متحدانش
را یکسره و افتخار نابودی جھان ظلم و کفر را قبل از ظھور امام غایب نصیب خود
گردانند! وبقیه جھان را با عدالت شیعه ایرانی و مانند ایران امروزی اداره کنند و
کار امام غایب را بسا آسان نمایند که احتیاجی به ظھورش نباشد!
نشانه ھایی که تحریمھا٬ گلوی آقای رھبر و نزدیکان بارگاه و دربارش و
یا آقای احمدی نژاد و باندش را فشرده باشد٬ ھنوز نمایان نشده و ترکھای نازک سلیقه ای
درونی طبقه حاکمه را ھنوز به ھم نجوشانده است. سیاستھای ارتجاعی٬ ستیزه جویانه ضد
انسانی وضد ملی و ضد اقلیتی سلطانھای شیعه٬ اجازه نفس کشیدن و تجمع کردن از مردم
را ربوده است. تفکرات قرون وسطایی بزرگان دین و دولت برعليه مردم ایران به تحریک و
شدت بخشیدن تحریمھا٬ سرعتی غیر قابل وصف بخشیده است و توده ھای مردم بنا به تجربه٬
قحطی را در زندگی روزانه لمس می کنند و بشدت نگران آینده خود و سرنوشت کودکان و
جامعه خویش ھستند. ھمانطور که سران رژیم به کرات اعلام کرده اند٬ "تحریمھا
ھیچ تاثیری نخواھد داشت" البته٬ که درست است٬ تاثیری بر زندگی طبقه حاکم و باندھای رنگارنگ
اطرافشان ندارد. اما و بخصوص کم درآمدترین قشر جامعہ بدون امیدی به حال و
آینده٬ از نفس و رمق افتاده و قبل از آغاز جنگی خانمان سوز دیگر به زیر پنجه ھای فقر
کاملا٬ً از پا در خواھد آمد.
پاسخ به قلم٬ قلب و لب گشودن به انتقاد از سیاستھای ارتجاعی و دزدیھای
کلان و عریان دولت و رھبر ولایت فقیه و باندھایشان برابر با اعدام فرد٬ تحقیر و
سرزنش و ظلم و تجاوز به بازماندگان است. جامعه ایران در خفقان کامل و سلب آزادیھای
فردی و اجتماعی بدتر از دوران " آن پسر و پدر" در زمان آن "رھبر که
عکسش در تمام کره ماه دیده شد" و این "اقا که از مادر افتاد و گفت یا
علی " شده است! و از دیرزمانی است که حرمت و شرف انسانی قربانی خود
ستاییھا و خود بزرگیھای بزرگان دین و دولت رژیم ج.ا شده است. فشارھای بی
رویه در تمامی زمینه ھا و بخصوص آزادیھای فردی و اجتماعی٬ گرفتاریھای عمومی مردم
را چند ده و چند صد برابر کرده است. وب نگاران و آزاد اندیشان به شدت سرکوب و روانه
سیاه چالھای رژیم و به جوخه ھای اعدام سپرده می شوند. کارگران در فضایی کاملاً
پلیسی به تولید برای نیمه سیر کردن شکم کودکانشان ادامه می دھند.
در این اوضاع نابسامان ظلم و تجاوز رژیم به حقوق شھروندی مردمان سراسر
ایران٬ فشار بر اقلیتھای ملی - مذھبی از سوی سیستم و باندھای سیاه تبھه کار حافظش
به حدی غیرقابل وصف و باور نکردنی رسیده است. وب نگاران بلوچ که محتاطانه و باقوانین
ج.ا و جلب رضایت صاحب منصبان به کار ادامه می دھند٬ مستقیم از سوی خود اطلاعات
رژیم و یا غیر مستقیم از سوی باندھا و عوامل وابسته اطلاعات رژیم تھدید به ترور می
شوند و ھشدار داده می شوند که" تند می روید" مواظب باشید! باد چرخھایتان
را خالی می کنیم! و روز بعد قفل بسا سختی بر در وب کوبیده می شود. وب نگار باید
خیلی خوش شانس باشند که موضوع به ھمینجا ختم شود و از سر کشیدن آب خنک در
اوین ودیگر مخوف خانه ھای ج.ا راحت باشند. در این مورد و بخصوص سر کوب مردم٬
رھنمودھای رھبر و بستن وبھا٬ حرف ماموران اطلاعات و فرماندھان رژیم "
یکی است وعادت ندارند که دوبار آنرا تکرار کنند"! زیرا که براستی سرکوب
در ذاتشان نھفته و از عھده آن بر علیه مردمی بی سلاح و بی دفاع بدون مانع بر می آیند!
سر کوب ھمگانی اقلیتھای ملی- مذھبی که جزء پییشه و مرام
تئوریسینھا و سران سرکوب بود٬ ھم اکنون اوج و بعدی دیگر از قبل گرفته است.
مولویھای بلوچ که برابر با دستورات قران و حدیث رفتارمی کنند٬ پرستش را نیز برای
خدا و از آن خدا می دانند. در خطبه ھا مجبورند از ظلم به مفھوم عام صحبت کنند و با
عجز و ناتوانی از جمھوری اسلامی بخواھند که فقط ما را اجازه بدهید تا در
مورد امور دینی خویش٬ خود تصمیم بگیریم. فقط این "خط قرمز" است. از ھر
لحاظ دیگر٬ ھرچه بر سر مردم بلوچ می آید٬ بحثی به میان نیست. از حقوق برابر با سایر
برادران غیر بلوچ و مھاجران غیر محلی٬ جرات پرسش نیست. تبعیضھا و تحقیرھایی
که در ھمه زمینه ھای آموزشی٬ بھداشتی٬ موقعیتھای تجاری٬ قضاوتی٬ شغلی و
مقامی نسبت به بلوچھا روا می شود٬ سوالی از مقامھای محلی و دولتی نمی توان
کرد. فقر عمومی که مانند خوره روح و جان و زندگی اکثریت جامعه بلوچ را می خورد٬
کسی را جرات نیست بپرسد که چه کس و کسانی مسوول این ھمه نا بسامانی و بدبختی و
بیچارگی نسبت به این مردم ھستند. جوانان زیر ١٨ سال به جوخه ھای اعدام سپرده می
شوند و مانند شیر مردان تاریخ طناب و دار اعدام را می بوسند و قلبھا وسینه ھایشان
را گلوله ھای داغ سربی رژیم ج.ا می گشاید. مردم بلوچ به بھانه ھای واھی قاچاق
فروش٬ تروریست ٬ وھابی٬ سلفی و کمونیست و مزدوران آمريکا و اسرائيل سر به نيست
ميشوند ويا ماھرانه به جبھه آرایی واداشته و در مقابل ھم قرار قرار داده می شوند و
گاه بی خبر و دور از چشم خانواده ھا و گاه جلو چشمان حیرت زده افراد خانواده
ربوده می شوند و امید به برگشتشان نیست و از دیدار عزیزان برای ھمیشه محروم می
گردند و کس را جرات و يارای سوال نیست که بپرسند٬ سرنوشت آنھای چه شد؟ خانواده ھا
و کودکان از گرسنگی و در اثر فقر نابود می شوند٬ کسی را توان نیست که بپرسد وظیفه
دولت نسبت به این وضع و مردم بلوچ چیست؟ بھداشت و درمان مجانی پیش کش٬ وضع
روستاییان بلوچ٬ چندان تفاوتی با قحطی زده ھای کشورھای افریقایی چون اتيوپی و
سومالی و غیره ندارد. آن چه که بسا چشم گیر است اعتیاد جوانان بلوچ و
فراوانی مواد خانمان سوز مخدر. به جای آگاھی و تربیت جوانان نسبت به مواد مخدر و
عواقب شوم آن٬ تشویق و بھری گیری و به دام انداختن برخی از آنھای در ج.ا برای
مقصدی خاص است. اکثریت مردم بلوچ از داشتن شغلی ابرومند که از عھده لقمه
نانی برای گرم داشتن شکم افراد خانواده برآیند٬ محروم ھستند. آنھایی که به اصطلاح
مشغول به کاری ھستند٬ به شغلھای کاذب روی آورده اند و ھیچ نوید و امیدی به آینده
ندارند. جامعه محروم بلوچ در جمھوری اسلامی روزبه روز محرومتر و بر اثر فقر با
سرعت به قھقرای نابودی کشانده می
شود و کسی که بپرسد٬ این ھمه برای چه٬ انگ ضد امنیت ملی و ننگ ضد دین بر
پیشانی اش حک می شود. ھمین کافی است که بدانیم٬ یک نھاد، ارگان و سازمان غیر
امنیتی وغيردولتی بلوچ و یا غیر بلوچ که فقط فقر و درماندگی و مشکلات
اقتصادی جامعه بلوچ را بر شمارد٬ نه دربلوچستان وجود دارد و نه در ایران زيرا که
اجازه فعالیت چنين نھادھای غير دولتی از روز تولد ج.ا وجود نداشته است. احدی از مردم بلوچ جرات مطرح کردن سوالی سیاسی را
ندارد. آرزوھای این ملت تا آنجا نزول کرده که
اگر استان دار و شھردار و فرماندار شھرش یک بلوچ باشد٬ بزرگترین افتخار وی است که
به آن پست ميبالد! حال٬ مھم نیست که آقای استاندار٬ فرماندار٬ شھردار و بخشدار
بلوچ از کجا تغذیه فکری می شود و در خدمت کیست و منافع کدام قشر و طبقه اجتماعی را
نمایندگی می کند، زيرا که او نيز چاره ای جز پيچ و مھره ی از ماشين سرکوب دولتی
گردد ندارد. برای رژيم جا اسلامی فقط کافی است که عنوان بلوچ بودن را يدک بکشد و بس.
آقایان طرفداران عدل علی و رھبران ج.ا! ھيح از خود پرسيده ايد که با چنين
سياستھايی در طی نزديک به يک قرن این ملت را بکجا کشانده اید که حالا به آنھا مارک
جدایی طلبی می زنید؟. حقاً و انصافاً٬ حال قضاوت با شما٬ کدام جدایی طلب است؟
جمھوری اسلامی یا مردم بلوچ که فریاد می کنند٬ ما ایرانی و آریایی(نگاھی به
وبلاگاھی اخير درون بلوچستان بيندازيد) ھستیم! و مانند کنه به ایران چسبیده اند.
ھزاران قصه و داستان برای این اصالت می تراشند! وب نگاران بلوچ از ھر فرصتی که بدست می آید٬ به خواست
مستقیم و غیر مستقیم اداره اطلاعات بر علیه جدایی طلبی بعنوان یک پدیده زشت
اجتماعی و واژه ای بیگانه با فرھنگ انسان و ایران٬ قلم فرسایی می کنند بدون آنکه بدلایل
آن٬ عمیقاً اندیشیده باشند. چرا اندیشه جدایی طلبی رشد می کند و چرا بلوچھا خود را
با ماشين سرکوب حکومت و دولتی که نمایندگی سياسی و فرھنگی يک ملت از مجموعه
ملتھای ساکن ايران را دارد بیگانه می دانند. ھر معلولی را علت ودلیلی است آشکار
که بی خردان٬ نه توان دیدن و نه توان تجزیه و تحلیلش را دارند و عمداً نمی خواھند
به آن بپردازند.
حضور گستردہ لشکریان جھان گیران وجھان خواران در خلیچ فارس و احتمال
وقوع یک جنگ ویرانگر تاریخی بی سابقہ٬ بازار بحث سر کوب "جدایی طلبی" را
در محافل روشنفکران و وبنگاران حرفہ ای و آماتور بلوچ رونقی تاریخی و بی سابقہ
داده است. ھر مطلب و مقالہ ای کہ وبنگاران بلوچ درج می کنند٬ در ھمان آغازین
جملات ھمّ و غمّ خویش را بر آن می گذارند کہ جدایی طلبی "گروھکھا"ی بلوچ
را بکوبند. رھنمودھای رھبر و خط و سیاست دولت را ادامه و زنده نگھدارند. جدایی طلبی را زاده اندیشه خارجی
و به قدرتھای بیگانه و دشمنان مردم ایران نسبت دھند و فعالان سياسی حق طلب و
برابری طلب بلوچ را مزدوران قدرت ھای بيگانه. البته که ھر حقانیتی وحقیقتی و غیر
حقیقتی را به بیگانگان نسبت دادن و کلاً " تئوری توطئه" در فرھنگ فرمان
روایان حاکم و سلطانھای گذشته و حال ایران٬ موضوع حیرت بر انگیز و تعجب آوری نیست.
ضعف و ناتوانی دولت و نمایندگان سرکوب در بر آورد مطالبات و خواسته ھای بر حق مردم
بلوچ است که دولت مردان شیعه را وادار به این چنین زشت ترین موضع گیریھا و
فرار از حقیقت حاکم و روشن می کند. برای یاد آوری٬ فکرش را بکنید زنده یاد محمد مصدق
بانی ملی کردن نفت ایران٬ نوکر اجنبی خطاب شد و در رژیم ج.ا تھمت زدن به حد تھوع
آورش رسیده است!
جدایی طلبی یک جرم تاریخی که ملت بلوچ مرتکب چنان جنایتی شده باشند٬
محسوب نمی شود. جدایی طلبی یک واقعيت، يک حقیقت و یک خواست تاریخی ھر اقليت برای
زندگی و زنده ماندن در مقابل ظلم٬ تجاوز٬ تبعیض٬ تحقیر و نابود کردن ھویتش
از دستگاه سرکوب حاکم است و اصلی پذيرفته شده و انسانی در در منشور حقوق بشر
سازمان ملل و ميثاقھای آن. حکومتی که تمامی حقوق شھروندی در يک جامعه را نادیده
گرفته اند٬ به زیان جامعه عمل می کنند، باید پاسخگو و بزیر کشیده شوند. دستگاه
اجرايی و حکومتی که قوانین انسانی و بین المللی را بکلی زیر پا نھاده اند٬
باید در دادگاھای جنایی مورد باز جویی و باز خواست قرار گیرند. تئورسینھایی که
سیستم و روشھای آپارتادی را زیرکانه و با سرعت برای نابودی فیزیکی٬ ھویتی و معنوی
اقلیت ھا بکار گرفته اند٬ دردادگاه ھای سالم وصالحه وبا حضور نمایندگان واقعی
اقلیتھا محاکمه شوند.
مبارزات تاریخی افتخار آمیز ملت بلوچ با افغانھا٬ پرتغالیھا
و بزرگترین شکست به امریالیسم پیر وکهنه کار انگلیس برای جدایی و حفظ ھویت بوده
است. جدایی طلبی یک ایده است و در جھان امروز پاسخ به آن اعدام و تبعیض و
تحقیر نیست. دل واعتماد بدست آوردن مردمی است که نزدیک به یک قرن٬ از آن
"طاغوت" و از این "یاقوت" ستم نا باورانه و غیر انسانی
را تحمل می کنند. برای درھم کوبیدن ودر مان این مرض و بدور انداختن آن
از فرھنگ زور و سوء استفاده " بیگانگان"٬ سالم ساختن فضای آلوده موجود و
حاکم است. این فضای بس آلوده را با فراھم کردن امکانت لازم و کافی٬ به رسمیت
شناختن و بر آوردن خواسته ھای ملی و حقوق شھروندی ملت بلوچ به عنوان یک اقلیت ملی-
مذھبی٬ می شود پاک کرد. بلوچھا بھیچ وجه به دنبال درد سر نیستند و تا کنون
این حقیقت را ثابت کرده اندکه حق طلب و عدالت خواه ھستند و تھمت جدایی طلبی نیرنگ
و بھانه رژیم برای ادامه سرکوب و نابود کردن ملت بلوچ است.
خلاصله کلام این است که امروز سر نوشت مردم بلوچ به عنوان یک ملت و
تأمين حقوق ملی و انسانی اش از ھمان مسیر طی می شود که سرنوشت تمامی مردمان ایران
برای آزادی٬ دمکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون کانالیزه می شود. سر نوشت ملت بلوچ
با سر نوشت تمامی کسانی که برای آزادی٬ دمکراسی٬ حاکمیت قانون و از میان برداشتن
نابرابریھا٬ تحقیرھا و تبعیض مبارزه می کنند٬ گره ای باز نشدنی خورده است. سر نوشت
مردم بلوچ با سرنوشت زحمتکشان٬ رنجبران و کارگران و تمامی انسانھای والایی که بر
علیه تجاوز رژیم به حقوق انسانی و شھروندی و اعتقاد و ایمان به برابری و دمکراسی
برخاسته اند٬ رقم خورده است. ملت بلوچ با تمام احزاب٬ سازمانھا٬ گروه ھا، شخصیتھا
و افراد که به حقوق انسانی٬ شھروندی بین المللی پایبند ھستند و به حقوق اقلیتھای
ملی برای تعیین سرنوشتشان احترام کامل می گذارند٬ ھم ردیف و شانه به شانه استوار
گام بر می دارد. اراده ملت بلوچ در یک ایران آزاد و دمکرات با رفراندوم و
انتخاباتی آزاد٬ در حضور نمایندگان سازمانھای " مستقل " غیر دولتی و
وبين المللی ٬ باید مھم و تعيين کننده ارزیابی شود تا با اراده خود و آگاھانه سر
نوشت جدایی یا پیوندش را به ایران مھر تایید بکوبد و نه این حزب و آن سازمان و" گروھکھای جدایی طلب بلوچ"
اين وب و آن وبنگار۔ برای انسانھای والا چنين طريق و چنين مسيری کافی است.
م. و. کوھگنجی ۲۲ بھمن ماه ١۳٩٠ شمسی.
Writer:
م. و. کوھگنجی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر