ناصر بلیده ای با اشاره بر این نکته که، در ایران ناامنی فیزیکی برای
بخش های ضعیف تر جامعه که توسط دولت های ایران، به شکل سیتماتیک عقب نگه داشته شده
اند، شدید تر است به این معنی، که به همان اندازه گروهی که بطور جمعی، از مرکز
قدرت دور نگه داشته شده است و به عنوان گروه ملی یا مذهبی مورد ستم و تبعیض قرار
میگیرد
در کنار نوزدهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، در روز
دوشنبه 12 مارچ، یک سمینار جانبی تحت عنوان " حکم اعدام در ایران" با
همکاری سازمانهای: انجمن حقوق بشر کردستان ایران (KMMK-G) ژنو، و سازمان بین المللی اموزشی و ترقی (IED)و سازمان وکلای حقوق بشری (AHL)
برگزار گردید. این سمینار با ریاست خانم کارین پارکر شروع شد.
وی به تجربه خود در ارتباط با اعدام در امریکا و اثرات نامناسب ضد
انسانی آن، و اینکه تا چه اندازه انجام این عمل سبب ناهنجاریهای اجتماعی میشود. و
اثر معکوس و ویران کننده برای جامعه دارد، به جای حل معضل آن.
بعدا آقای تیمور الیاس، مسئول انجمن حقوق بشر کردستان به عنوان یکی از برگزار کنندگان سمینار به شرکت کنندگان و سخنرانان خوش آمد گفت: و با توجه به شدت نقض حقوق بشر در ایران که موجب عکس العملی سازمان ملل، در تعیین گزارشگر ویژه شده است را اقدامی در راستای مناسب دانست، او خواهان اقدامات هرچه سازمان یافته تر، سازمانهای حقوق بشر در ایران و در خارج جهت اطلاع رسانی به دفتر گزارشگر ویژه آقای احمد شهید شد، تا احمد شهید بتواند موارد نقض حقوق بشر در ایران به ویزه در مناطق ملیتها را به افکار عمومی جهان انتقال بدهد.
اولین سخنران آقای "آرمین کؤل" از جینوا کال، در ارتباط با مین گزاریهایی در مناطق مرزی ایران که منجر به کشتار بیگناهان شده اند، سخنانی ایراد کرد، ایشان درخصوص ایران صحبت کرد. او در ادامه گفت، پنج سازمان مسلح کرد با فعالیتهای جنیوا کال متعهد شدند که از مین گذاری استفاده نکنند. این در حالی است که جمهوری اسلامی از امضای این منشور پرهیز میکند.
سخنران دوم ناصر بلیده ای، سخنگوی حزب مردم بلوچستان و عضو کمیته بین المللی روابط بین المللی کنگره ملیتهای ایران بود. ناصر بلیده ای با اشاره بر این نکته که، در ایران ناامنی فیزیکی برای بخش های ضعیف تر جامعه که توسط دولت های ایران، به شکل سیتماتیک عقب نگه داشته شده اند، شدید تر است به این معنی، که به همان اندازه گروهی که بطور جمعی، از مرکز قدرت دور نگه داشته شده است و به عنوان گروه ملی یا مذهبی مورد ستم و تبعیض قرار میگیرد. وی ادامه داد و گفت به همان اندازه نیز به دلایل متفاوت از ناامنی فیزیکی همانند دستگیری شکنجه و اعدام و کشتار خارج از قانون قرار می گیرند. گروههای ملی که در مقابل سیاست سرکوب مقاومت بیشتری انجام میدهند، نیزشدید تر سرکوب میشوند. تعداد اعدام به نسبت جمعیت در مناطقی همانند بلوچستان، اهواز (خوزستان) و کردستان بالاتر است.
در بخشی دیگر، جامعه طبقات فقیرتر اجتماعی که بدترین وضعیت اقتصادی را دارند، به اجبار برای امرار معاش به فروش مواد مخدر روی می آورند، یا متهم به اتهامات غیرقانونی دیگر میشوند با و محاکمات سطحی و وانمود شده، به اعدام محکوم میشوند و حکم علیه آنها به فوریت اجرا میشود.
طبق گزارشات "سازمان عفو بین الملل "حتی قبل از تظاهرات تابستان 2009 گذشته، دولت احمدی نژاد مداوم از حکم اعدام بعنوان زهرچشم گرفتن و ایجاد رعب و وحشت در بین اقلیتهای ملّی استفاده میکرده است". بر اساس گزارشهای عفو بین الملل: حملات انتحاری بویژه در مناطق عرب نشینِ خوزستان و بلوچ نشینِ بلوچستان، در طی چند سال اخیر، معمولاَ منجر به اجرای حکم اعدامهای گسترده در این مناطق شده است
تعدادی از این محکومین وادار به حضور در مصاحبه های تلویزیونی و اظهار ندامت از ارتکاب جرم خویش شده اند. لازم به ذکر است که اعترافات ندامت آمیز آنان به نوبه خود براحتی میتواند نشانگر و گویای تحت شکنجه قرار گرفتن آنها باشد.
حکم اعدام در مناطق ملی، بیشتر در قبال موارد سیاسی اجرا میشود، که در اینصورت بیشتر به محکومین عموماَ برچسب محارب با خدا زده میشود. در ماه آگست 2007 میلادی سازمان عفوبین الملل از تعداد بسیارنامتناسب اعدامی های بلوچ (50 نفر بلوچ اعدامی از کل تعداد 166 نفر) در سال 2007 گزارش داد.
در ماه مئی 2007 میلادی شش نفر از اعضای یک انجمن فرهنگی بلوچ دستگیر شدند. پس از محاکمه در پشت درهای بسته، در ماه آگست 2008 میلادی مدیر این انجمنِ فرهنگی آقای "یعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهرزهی" اعدام گردیدند.
بسیاری از اعدامی های خردسال در ایران از نوجوانان کُرد میباشند. در تاریخ 8 ژوئن 2006 میلادی، دادگاه انقلاب خوزستان حکم اعدام 35 نفرعرب احوازی را صادر نمود. این حکم فقط پس از یک محاکمه یکروزه، بدون حضور هیچگونه وکیل مدافع و یا شاهدی صادر شده بود.
این حکم در حالی صادر شده بود که دو نفر از این محکومین به اعدام، در هنگام وقوع جرمی که آنها به آن محکوم شده بودند، در زندان بسر میبردند. هم اکنون نیز رژیم 5 تن از زندانیان سیاسی عرب را، که از آوریل سال گذشته تا کنون دستگیر شده اند محکوم به اعدام شده اند، و نگرانی این است که آنها بزودی در ملاء عام اعدام بشوند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن 2009 میلادی که صدها تن از تظاهرات کنندگان در تهران دستگیر شدند، واهمه و بیم آن میرفت که رژیم جهت گسترش رعب و وحشت در بین تظاهرات کنندگان تعدادی از مخالف دستگیرشدگان را اعدام کند. اما به دلیل ترس از عکس العمل بین المللی و داخلی، رژیم از اعدام دستگیر شدگان تظاهرات در تهران واهمه داشت، در حالی که بر اساس تجربه رژیم اعدام و کشتار مردم بلوچستان را که، از انعکاس داخلی و بین المللی آنچنانی برخوردار نیست، و عملکرد رژیم در بلوچستان مورد ضرب اعتراضات داخلی و خارجی قرار نمیگیرد. اما رژیم به دلیل ترس از عکس العمل داخلی و خارجی به اعدام دستگیرشدگان در تهران اقدام نکرد.
بجای آن برای ایجاد رعب و وحشت در بین تظاهرات کنندگان تهرانی، 19 تن از زندانیان بلوچ را در شهر زاهدان مرکز بلوچستان، که به اتهامات متفاوت دستگیر شده بودند، را بدون محاکمه و اطلاع قبلی پس از اجرای محاکمه نمایشی، در پشت درهای بسته و بدون دادن هر گونه حق قضایی آنها را به اعدام محکوم کرد، و حکم اعدام آنها سریع اجرا شد. رژیم اتهام جرم این محکومین به اعدام را، محارب با خدا عنوان کرده بود و می کنند.
آقای "لقمان احمدی" از حزب دموکرات کردستان ایران عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال، نیز در ارتباط با اجرای احکام بر اساس محارب ( دشمنی با خدا) اشاره کرد و اظهار داشت، که رژیم تئوکراتیک ایران بر اساس تعبیر خود از قرآن، آن را اجرا میکند. او یادآور نمود، که این تعبیر از جرم نیز در ارتباط با شهروندان کرد و دیگر گروهای ملی تحت ستم، به شکل تبعیض آمیز اجرایی میشود، بطوری که شهروندان کرد، که فقط اقدام به توزیع اعلامیه کردند، نیز به دلیل محارب با خدا اعدام شده اند.
او در ادامه گفت که رژیم تئوکراتیک از مقوله" تقیه" (به معنای دروغ گفتن برای برای حفظ اسلام و نیز منابع شخصی) نیز استفاده میکند. رژیم برای بدنام کردن مخالفان به خصوص در بین گروههای ملی تحت ستم، از مقوله تقیه سرچشمه میگیرد و مورد استفاده حکومت قرار میگیرد، تا همزمان با بدنام کردن مخالفان آنها را با جرم های غیرسیاسی، منجمله از قبیل تروریسم قاچاق و محارب، محکوم به اعدام بکند.
بدین طریق رژیم سعی میکند که از فشار بیشتر جامعه جهانی بر خودش بکاهد و کار را برای سازمانهای حقوق بشر بین المللی، با توسل به چنین نحوی، دفاع از برای حقوق زندانیان و فشار برای جلوگیری از اعدامها را سخت تر و داشوارتر میکند.
آخرین سخنران آقای "کریم عبدیان" از وضعیت اعدام در منطقه اهواز سخن گفت، که با گذشت زمان و گسترش مبارزات مردم عرب برای دستیابی به حقوق ملی، تعداد دستگیری و اعدامهای همچنان رو به افزایش است.
وی بخصوص به دستگیریهای بعد از آوریل 2011 و در ماههای اخیر اشاره کرد که در نتیجه آن، تاکنون دو نفر در زیر شکنجه کشته شدند و پنج نفر از آنها محکوم به اعدام شده اند، هم اکنون ترس و نگرانی از آن میرود، که این محکوم شدگان در ملاعام اعدام بشوند. او به این مسئله نیز اشاره کرد، که گزارش احمد شهید به وضیعت مردم عرب و زندانیان عرب نپرداخته است، عدم انعکاس وضیعت زندانیان عرب در گزارش، گزارشگر ویژه سازمان ملل، کار سرکوب و کشتار رژیم در اهواز و دیگر مناطق ملیتهای تحت ستم را برای رژیم سهل تر میکند.
بعدا آقای تیمور الیاس، مسئول انجمن حقوق بشر کردستان به عنوان یکی از برگزار کنندگان سمینار به شرکت کنندگان و سخنرانان خوش آمد گفت: و با توجه به شدت نقض حقوق بشر در ایران که موجب عکس العملی سازمان ملل، در تعیین گزارشگر ویژه شده است را اقدامی در راستای مناسب دانست، او خواهان اقدامات هرچه سازمان یافته تر، سازمانهای حقوق بشر در ایران و در خارج جهت اطلاع رسانی به دفتر گزارشگر ویژه آقای احمد شهید شد، تا احمد شهید بتواند موارد نقض حقوق بشر در ایران به ویزه در مناطق ملیتها را به افکار عمومی جهان انتقال بدهد.
اولین سخنران آقای "آرمین کؤل" از جینوا کال، در ارتباط با مین گزاریهایی در مناطق مرزی ایران که منجر به کشتار بیگناهان شده اند، سخنانی ایراد کرد، ایشان درخصوص ایران صحبت کرد. او در ادامه گفت، پنج سازمان مسلح کرد با فعالیتهای جنیوا کال متعهد شدند که از مین گذاری استفاده نکنند. این در حالی است که جمهوری اسلامی از امضای این منشور پرهیز میکند.
سخنران دوم ناصر بلیده ای، سخنگوی حزب مردم بلوچستان و عضو کمیته بین المللی روابط بین المللی کنگره ملیتهای ایران بود. ناصر بلیده ای با اشاره بر این نکته که، در ایران ناامنی فیزیکی برای بخش های ضعیف تر جامعه که توسط دولت های ایران، به شکل سیتماتیک عقب نگه داشته شده اند، شدید تر است به این معنی، که به همان اندازه گروهی که بطور جمعی، از مرکز قدرت دور نگه داشته شده است و به عنوان گروه ملی یا مذهبی مورد ستم و تبعیض قرار میگیرد. وی ادامه داد و گفت به همان اندازه نیز به دلایل متفاوت از ناامنی فیزیکی همانند دستگیری شکنجه و اعدام و کشتار خارج از قانون قرار می گیرند. گروههای ملی که در مقابل سیاست سرکوب مقاومت بیشتری انجام میدهند، نیزشدید تر سرکوب میشوند. تعداد اعدام به نسبت جمعیت در مناطقی همانند بلوچستان، اهواز (خوزستان) و کردستان بالاتر است.
در بخشی دیگر، جامعه طبقات فقیرتر اجتماعی که بدترین وضعیت اقتصادی را دارند، به اجبار برای امرار معاش به فروش مواد مخدر روی می آورند، یا متهم به اتهامات غیرقانونی دیگر میشوند با و محاکمات سطحی و وانمود شده، به اعدام محکوم میشوند و حکم علیه آنها به فوریت اجرا میشود.
طبق گزارشات "سازمان عفو بین الملل "حتی قبل از تظاهرات تابستان 2009 گذشته، دولت احمدی نژاد مداوم از حکم اعدام بعنوان زهرچشم گرفتن و ایجاد رعب و وحشت در بین اقلیتهای ملّی استفاده میکرده است". بر اساس گزارشهای عفو بین الملل: حملات انتحاری بویژه در مناطق عرب نشینِ خوزستان و بلوچ نشینِ بلوچستان، در طی چند سال اخیر، معمولاَ منجر به اجرای حکم اعدامهای گسترده در این مناطق شده است
تعدادی از این محکومین وادار به حضور در مصاحبه های تلویزیونی و اظهار ندامت از ارتکاب جرم خویش شده اند. لازم به ذکر است که اعترافات ندامت آمیز آنان به نوبه خود براحتی میتواند نشانگر و گویای تحت شکنجه قرار گرفتن آنها باشد.
حکم اعدام در مناطق ملی، بیشتر در قبال موارد سیاسی اجرا میشود، که در اینصورت بیشتر به محکومین عموماَ برچسب محارب با خدا زده میشود. در ماه آگست 2007 میلادی سازمان عفوبین الملل از تعداد بسیارنامتناسب اعدامی های بلوچ (50 نفر بلوچ اعدامی از کل تعداد 166 نفر) در سال 2007 گزارش داد.
در ماه مئی 2007 میلادی شش نفر از اعضای یک انجمن فرهنگی بلوچ دستگیر شدند. پس از محاکمه در پشت درهای بسته، در ماه آگست 2008 میلادی مدیر این انجمنِ فرهنگی آقای "یعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهرزهی" اعدام گردیدند.
بسیاری از اعدامی های خردسال در ایران از نوجوانان کُرد میباشند. در تاریخ 8 ژوئن 2006 میلادی، دادگاه انقلاب خوزستان حکم اعدام 35 نفرعرب احوازی را صادر نمود. این حکم فقط پس از یک محاکمه یکروزه، بدون حضور هیچگونه وکیل مدافع و یا شاهدی صادر شده بود.
این حکم در حالی صادر شده بود که دو نفر از این محکومین به اعدام، در هنگام وقوع جرمی که آنها به آن محکوم شده بودند، در زندان بسر میبردند. هم اکنون نیز رژیم 5 تن از زندانیان سیاسی عرب را، که از آوریل سال گذشته تا کنون دستگیر شده اند محکوم به اعدام شده اند، و نگرانی این است که آنها بزودی در ملاء عام اعدام بشوند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن 2009 میلادی که صدها تن از تظاهرات کنندگان در تهران دستگیر شدند، واهمه و بیم آن میرفت که رژیم جهت گسترش رعب و وحشت در بین تظاهرات کنندگان تعدادی از مخالف دستگیرشدگان را اعدام کند. اما به دلیل ترس از عکس العمل بین المللی و داخلی، رژیم از اعدام دستگیر شدگان تظاهرات در تهران واهمه داشت، در حالی که بر اساس تجربه رژیم اعدام و کشتار مردم بلوچستان را که، از انعکاس داخلی و بین المللی آنچنانی برخوردار نیست، و عملکرد رژیم در بلوچستان مورد ضرب اعتراضات داخلی و خارجی قرار نمیگیرد. اما رژیم به دلیل ترس از عکس العمل داخلی و خارجی به اعدام دستگیرشدگان در تهران اقدام نکرد.
بجای آن برای ایجاد رعب و وحشت در بین تظاهرات کنندگان تهرانی، 19 تن از زندانیان بلوچ را در شهر زاهدان مرکز بلوچستان، که به اتهامات متفاوت دستگیر شده بودند، را بدون محاکمه و اطلاع قبلی پس از اجرای محاکمه نمایشی، در پشت درهای بسته و بدون دادن هر گونه حق قضایی آنها را به اعدام محکوم کرد، و حکم اعدام آنها سریع اجرا شد. رژیم اتهام جرم این محکومین به اعدام را، محارب با خدا عنوان کرده بود و می کنند.
آقای "لقمان احمدی" از حزب دموکرات کردستان ایران عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال، نیز در ارتباط با اجرای احکام بر اساس محارب ( دشمنی با خدا) اشاره کرد و اظهار داشت، که رژیم تئوکراتیک ایران بر اساس تعبیر خود از قرآن، آن را اجرا میکند. او یادآور نمود، که این تعبیر از جرم نیز در ارتباط با شهروندان کرد و دیگر گروهای ملی تحت ستم، به شکل تبعیض آمیز اجرایی میشود، بطوری که شهروندان کرد، که فقط اقدام به توزیع اعلامیه کردند، نیز به دلیل محارب با خدا اعدام شده اند.
او در ادامه گفت که رژیم تئوکراتیک از مقوله" تقیه" (به معنای دروغ گفتن برای برای حفظ اسلام و نیز منابع شخصی) نیز استفاده میکند. رژیم برای بدنام کردن مخالفان به خصوص در بین گروههای ملی تحت ستم، از مقوله تقیه سرچشمه میگیرد و مورد استفاده حکومت قرار میگیرد، تا همزمان با بدنام کردن مخالفان آنها را با جرم های غیرسیاسی، منجمله از قبیل تروریسم قاچاق و محارب، محکوم به اعدام بکند.
بدین طریق رژیم سعی میکند که از فشار بیشتر جامعه جهانی بر خودش بکاهد و کار را برای سازمانهای حقوق بشر بین المللی، با توسل به چنین نحوی، دفاع از برای حقوق زندانیان و فشار برای جلوگیری از اعدامها را سخت تر و داشوارتر میکند.
آخرین سخنران آقای "کریم عبدیان" از وضعیت اعدام در منطقه اهواز سخن گفت، که با گذشت زمان و گسترش مبارزات مردم عرب برای دستیابی به حقوق ملی، تعداد دستگیری و اعدامهای همچنان رو به افزایش است.
وی بخصوص به دستگیریهای بعد از آوریل 2011 و در ماههای اخیر اشاره کرد که در نتیجه آن، تاکنون دو نفر در زیر شکنجه کشته شدند و پنج نفر از آنها محکوم به اعدام شده اند، هم اکنون ترس و نگرانی از آن میرود، که این محکوم شدگان در ملاعام اعدام بشوند. او به این مسئله نیز اشاره کرد، که گزارش احمد شهید به وضیعت مردم عرب و زندانیان عرب نپرداخته است، عدم انعکاس وضیعت زندانیان عرب در گزارش، گزارشگر ویژه سازمان ملل، کار سرکوب و کشتار رژیم در اهواز و دیگر مناطق ملیتهای تحت ستم را برای رژیم سهل تر میکند.
اُستمان
18.3. 2012
Source:
Ostoman

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر